اینقدر روتین زندگیم تغییر کرده که احساس میکنم به هیچ کاری به جز "کار کردن" نمیرسم!
قبلا دغدغه م چندتا استاد و دانشجو بود..الان همکارا و مدیری که یه مقداری روی اعصابه و بیشتر نقش ترمز داره برام..
صفر کیلومتر به معنای واقعی هستم و باید مناسبات رو یاد بگیرم..این کرونا هم بدجوری مانع یاد گرفتن من میشه... اکثرا دورکاریم و خب.. هیچی از محیط کسب نمیکنم..خودمم و خودم :/
خدا رو برای لحظه به لحظهی این روزا شکر میکنم.. من برای اینجایی که هستم اول از همه مدیون خدا هستم... همش سعی میکنم یادم نره... دلم نمیخواد بندهی فراموشکاری باشم..نمیخوام شرمندهی خدا بشم.. بهم ثابت کرده ان مع العسر یسری... یادم داده اگه صبر کنم و به رضاش راضی باشم، برام جبران میکنه... جوری جبران میکنه که در خیالم نتونم تصور کنم...
ما را در سایت 4) زلزله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 97