بعد از هزار قرن..
از وقتی بلاگفا یکهو قطع شد دیگه اعتمادم بهش از دست رفت. ولی وقتی لیلی دوست خوبی که اینجا پیداش کردم بهم میگه کاش بنویسی، اشتیاق نوشتن در من جوونه میزنه :)
این روزها سخت، سرد و غمگین میگذرن.. شده ناامیدی مطلق رو تجربه کنی؟ اینقدر جدی و عمیق امیدم رو نابود کردن که توان بلند شدن رو فعلا ندارم.. دارم آجر به آجر میسازم خودم رو..
باید تصمیمای مهمی بگیرم برای ایندهم.. مجبورم راه جدیدی رو امتحان کنم.. اونم تنها... باید تو دل ترسهام برم و راستش.. اصلا مطمئن نیستم اخرش خوب باشه:/
ما را در سایت 4) زلزله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 82