چون اینجا خیلی ها مثل من هستن !
کیا؟
اونایی که دوست دارن احساسشون رو بگن و حرف بزنن بدون اینکه اطرافیانشون اون ها رو بخونند.. یه طور "یواشکی خودت بودن " هست اینجا !!
از فیسبوک و اینستگرامم دلزده شدم.. خسته م از دست قضاوت شدن.. از اینکه نمیتونم راحت حرف بزنم و اون چیزی که تو مغزم میگذره رو بیان کنم خسته شدم.. اصلا فکر نمیکردم بعد از این همه خوشحال و سرحال بودن توی جمع، نیاز پیدا کنم بیام جایی مثل اینجا حرف یزنم!! اینجا میخوام بنویسم اون حرفا شادی ها و غم هامو ... و مطمئن باشم که کسی از اطرافیان دوستام خونوادم اون ها رو نمیخونه و راجع به من قضاوت نمیکنه... نشستم توی کتابخونه که برای ارائه ی دوشنبه اماده بشم.. ولی حجم دلتنگی درونم منو وادار کرد که این وبلاگ رو بسازم تا کمی سبکتر بشم...
راستی.. از روی وبلاگ یک نفر دیگه اینجا رو پیدا کردم!!! خودش نمیدونه که من پیداش کردم و وبلاگشو خوندم :) الان خیلی نمینویسه ول خب خوندن خاطراتش برا من خیلی جالب بود!
ما را در سایت 4) زلزله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 101